خرید بک لینک

دل ِ من سفری طولـانی به یک جای سرسبز می خواهد...

برچسب: نویسنده: بردیا ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 5:26

برچسب: نویسنده: بردیا ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 5:26

دلم عصر جمعه شده است

منزوی و غمگین

دلم گوشه ی سه گوش ِ اتاق شده است

منروی و غمگین

دلم شبیه مسافری بی مقصد است

مچاله شده روی صندلی آخرین ردیف ِ اتوبوس

بدون مقصد

منزوی

و

غمگین...

پ.ن: عنوان از «حسین منزوی»

برچسب: نویسنده: بردیا ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 5:26

سه شنبه های هفته، نفرین شده اند...

تنها کافیست «تو» این را بخوانی و بفهمی وقتی می گویم انتهای هر سطری که می نویسم، قلب ِ تو ایستاده است، یعنی چه...

شعر بی حضور ِ تو، درد است

درد بی حضور ِ تو، شب

و شب بی حضورت، بیداری و اشک و ...

برچسب: نویسنده: بردیا ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 5:26

این شب بیداری ها

این شب بیداری ها

این شب بیداری ها

این...

کدام پرتوی خورشید

از من و ما گذشته

از تو و تو

از قصه ی غـُصه ی همراهی و خودخواهی.

من شعر بودم

«آخر ِ قصه ام ِ اما، قصه ی آخرم این نیست»

تو سکوت

و

تاریکی ِ سه شنبه ترین صبح ِ شهریور.

آن پایان ِ مبهم پرتو، تو

این سرگردان آسمان ِ تاریک، من...

پ.ن: این واژه های ِ پریشون و دل خون کن..

برچسب: نخوابیدن, نویسنده: بردیا ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 5:26

باید یادم می ماند انتظار برای آمدن پاییز یعنی انتظار برای دوباره به یاد آوردنت...محبوب ِ نیمه ی پاییزم کاش از یادت بروم و نام و نشانم را فراموش کنی! آنوقت میتوانم با خیال ِ راحت رد پایت را دنبال کنم به چشمانت خیره شوم، با اشک با آه با پشیمانی و

برچسب: نویسنده: بردیا ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 5:26

امروز یه جورایی شبیه اون شنبه ای ِ که همیشه منتظرش بودم! می دونم شاید عالی و یا حتی خوب هم نباشه، اما این که جسارت انجام دادنش رو داشتم، یعنی من یک - هیچ از خود ِ سابقم جلو افتادم! امروز دوشنبه، دهم مهر، من به عنوان سردیبر کران، نشریه تخصصی بخش نقاشی

برچسب: نویسنده: بردیا ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 5:26

قرار ِ ما «دوست داشتن» بود. دو دلداده ی متولد ِ پاییز. قرار بود مولانایت شوم: یک دست کتاب و شعر و یک دست، دست یار/قدمی چنان میانه ی پاییزم آرزوست... راه برویم، زیر باران، میان پیاده رو های باریک ِ پر از مردم، من بخوانم و تو گوش کنی. من بگویم چشمان پر

برچسب: نویسنده: بردیا ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 5:26

سلسله مراتب درسی و ارائه واحد های بخش ما این جوریه که ترم سه میتونی کارگاه نقاشی سطح دو رو برداری و این یعنی طبیعت، بوم، رنگ روغن و بوی تینر و تربانتین... از سه شنبه ی هفته پیش من بودم و یه بوم 80*80 و یک کار از آقای Renato Muccillo که قصد داشتم کپی

برچسب: احمقانه,وحشیانه, نویسنده: بردیا ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 5:26

چهل و هفت سال سن دارم و دیگه یه آدم ِ جوون و شاداب نیستم. توی شهری دور از زادگاه و کشورم زندگی می کنم، میون آدمایی که نه زبونشون رو می فهمم و نه می خوام که بفهمم. برنامه زندگیم اینطوریه: صبح ها بدون زنگ ساعت، با بوق ماشین های توی خیابون سر یک ساعت هم

برچسب: نمیدانم, نویسنده: بردیا ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 5:26

صفحه بندی